در مرگ قيصر همه گريستند: راست، چپ، پير ، جوان، سنتي، نوگرا، انقلابي، محافظهكار، اصلاح طلب، اصولگرا، همه سوگوار شدند. «مذهب عاشق ز مذهبها جداست». مرگ قيصر مرگ فضيلت بود. و ديديم كه هنوز صدق و آزادگي حرف اول هنر است. قيصر معتدل بود، به اعتدال بهار، خلقش، شعرش، زبانش، معنايش، سبكش متعادل بود. طرزش از زمرة طرزهاي سادة ناممكن است، طبيعي و رام و آرام. مثل آب، آرام به دل مينشيند، ميماند و ميروياند. آري آري سعدي ايام ماست. شاعري نديدم كه به اندازة او شعرش بر زبان مردم جاري باشد. اين يعني سبك طبيعي.
+ نوشتهي محمود فتوحی در جمعه 1386/08/11 ساعت
1:28 |

