تبليغاتX
کاروند پارسی محمود فتوحي - تكراري است نخوانيد

سخن نيكو خوراك فريشتگان و جانهاي والاست و فرشته ‌خويان نيز از الوان خورشها برخوردار همي‌شوند. هر سخن را مزه‌اي است و شاعر به كردار طباخي باشد كه خورشهاي خاص همي‌پرود مر ياران را. اين دل هيچگاه از اكل اين خورشهاي روحاني سير مي‌نشود و هر روز به هر مطبخي سركي همي‌كشد، مزه‌جات مختلف و طعوم متلون اغذيه را همي بيآزمايد. اندر بيان هر كدام از الوان طعامها تشبيهي و استعارتي در كار همي‌آرد تا خوانندگان را نمك نقد و سرمة نظر اندر خوان گستردة سخن‌پروران فراهم آورد بعون الله و منه و فضله.

 

ملك الشعراء بهار : در پخت كباب كوبيده با نان سنگك وپياز و ريحون چربدست است .

رهي معيري :ديزي سنگي‌اش،  باچاي وآواز سنتي مشهور است.

شهريار : مهارتش در كوفتهء تبريزي است، خوشمزه وسنتي .

نيما يوشيج: كباب غاز محلي با نحو مازندران را خوب عمل مي آورد،  اما جويدنش دشوار است.

اخوان ثالث : ششليك شانديز را با سيخ روايت،  استخواندار و خشك وخوشمزه در مي آورد.

 احمد شاملو :پيتزا مي پزد، داغ و سرخ و سياسي،  روي پنير سپيد .

فروغ فرخزاد :  اغلب ترشي خانگي مي اندازد، تازه و جا افتاده و تكان دهنده و خواستني.

فريدون توللي   : خورشت كرفسش رمانتيك است زير نور ماه آدم را عاشق مي كند.

هوشنگ ايراني : سوپ پاي مرغ آفريقايي با سس شرقي او محشر است.

سهراب سپهري  : مخترع سالادكلمات اوست،  سالادش رنگارنگ و ترد و تنهايي آور است.

سياوش كسرايي :خورشت گوجه بادمجان حماسي وي جا افتاده و استخواندار است.

هوشنگ ابتهاج : ميرزا قاسمي گيلاني را به رسم سنتي با تغزل رمانتيك خوب مي پزد.

شفيعي كدكني : نيمرو پزي ماهر است،   نيمروي روشن  با زرده‌اي شفاف به نام هستة شعر.

سيمين بهبهاني : شيريني خانگي را خوب عمل مي‌آورد با رنگ و روي نو در وزن و اندازه‌هاي تازه.

فريدون مشيري : شيربرنج عالي مي پزد،  روشن و شيرين وساده، باب دندان پيرمردان بي دندان وبچه‌ها.

مهدي سهيلي : نخستين لواشك فروش معاصر است،  بر در مدارس دخترانه دكه دارد.

نادر نادر پور : آب انگورهاي پر نقش و نگارش طعمي خوش و يكنواخت دارد.

گلچين گيلاني : اول پفك فروش معاصر،  كه كودكان برايش سر ودست مي شكنند.

حميد مصدق : عجب فالوده‌اي در مي‌آورد،  با يار دبيرستاني حال مي دهد.

يدالله رؤيايي :‌ ماكاروني فرانسوي را باب كرد،  دو قاشقش حجم معده را پر مي ‌كند.

احمدرضا احمدي : روي كتة سپيد را با ماست موج مي اندازد كه اشتها آور شود.

علي صالحي : الويه فروشي دارد، غذاي سرد و حاضري با يك گپ خودماني.

رضا براهني :كشك هاي پست مدرنش زبانگز عام وخاص است.

قيصرامين پور : چلو مرغ هايش را هم در عزا مي خورند هم در عروسي.

احمد عزيزي : آش شله قلمكارش در محرم مشتري دارد.

سيد حسن حسيني: بلدرچين و گنجشك براي جبرئيل مي‌پزد.

سلمان هراتي: غذاهايش را نپخته رها كرد و رفت.

غذاهاي حوزهء هنري: شله زرد،  قيمه پلو، هليم، آبگوشت، شربت نذري.

شعر حركت: آب دوغ خيار جالبي در مي‌آورند،‌ بدون ماست و نمك و خيار.

غزل پست مدرن: فطير سنتي خودمان است كه اداي لازانيا را درمي‌آورد و از فطيريت ساقط مي‌شود.  طعمي  تند و تلخ و ترش، گس و به قولي ملس دارد.

+ نوشته‌ي محمود فتوحی در چهارشنبه 1386/09/14 ساعت 0:17 |