سخن نيكو خوراك فريشتگان و جانهاي والاست و فرشته خويان نيز از الوان خورشها برخوردار هميشوند. هر سخن را مزهاي است و شاعر به كردار طباخي باشد كه خورشهاي خاص هميپرود مر ياران را. اين دل هيچگاه از اكل اين خورشهاي روحاني سير مينشود و هر روز به هر مطبخي سركي هميكشد، مزهجات مختلف و طعوم متلون اغذيه را همي بيآزمايد. اندر بيان هر كدام از الوان طعامها تشبيهي و استعارتي در كار هميآرد تا خوانندگان را نمك نقد و سرمة نظر اندر خوان گستردة سخنپروران فراهم آورد بعون الله و منه و فضله.
ملك الشعراء بهار : در پخت كباب كوبيده با نان سنگك وپياز و ريحون چربدست است .
رهي معيري :ديزي سنگياش، باچاي وآواز سنتي مشهور است.
شهريار : مهارتش در كوفتهء تبريزي است، خوشمزه وسنتي .
نيما يوشيج: كباب غاز محلي با نحو مازندران را خوب عمل مي آورد، اما جويدنش دشوار است.
اخوان ثالث : ششليك شانديز را با سيخ روايت، استخواندار و خشك وخوشمزه در مي آورد.
احمد شاملو :پيتزا مي پزد، داغ و سرخ و سياسي، روي پنير سپيد .
فروغ فرخزاد : اغلب ترشي خانگي مي اندازد، تازه و جا افتاده و تكان دهنده و خواستني.
فريدون توللي : خورشت كرفسش رمانتيك است زير نور ماه آدم را عاشق مي كند.
هوشنگ ايراني : سوپ پاي مرغ آفريقايي با سس شرقي او محشر است.
سهراب سپهري : مخترع سالادكلمات اوست، سالادش رنگارنگ و ترد و تنهايي آور است.
سياوش كسرايي :خورشت گوجه بادمجان حماسي وي جا افتاده و استخواندار است.
هوشنگ ابتهاج : ميرزا قاسمي گيلاني را به رسم سنتي با تغزل رمانتيك خوب مي پزد.
شفيعي كدكني : نيمرو پزي ماهر است، نيمروي روشن با زردهاي شفاف به نام هستة شعر.
سيمين بهبهاني : شيريني خانگي را خوب عمل ميآورد با رنگ و روي نو در وزن و اندازههاي تازه.
فريدون مشيري : شيربرنج عالي مي پزد، روشن و شيرين وساده، باب دندان پيرمردان بي دندان وبچهها.
مهدي سهيلي : نخستين لواشك فروش معاصر است، بر در مدارس دخترانه دكه دارد.
نادر نادر پور : آب انگورهاي پر نقش و نگارش طعمي خوش و يكنواخت دارد.
گلچين گيلاني : اول پفك فروش معاصر، كه كودكان برايش سر ودست مي شكنند.
حميد مصدق : عجب فالودهاي در ميآورد، با يار دبيرستاني حال مي دهد.
يدالله رؤيايي : ماكاروني فرانسوي را باب كرد، دو قاشقش حجم معده را پر مي كند.
احمدرضا احمدي : روي كتة سپيد را با ماست موج مي اندازد كه اشتها آور شود.
علي صالحي : الويه فروشي دارد، غذاي سرد و حاضري با يك گپ خودماني.
رضا براهني :كشك هاي پست مدرنش زبانگز عام وخاص است.
قيصرامين پور : چلو مرغ هايش را هم در عزا مي خورند هم در عروسي.
احمد عزيزي : آش شله قلمكارش در محرم مشتري دارد.
سيد حسن حسيني: بلدرچين و گنجشك براي جبرئيل ميپزد.
سلمان هراتي: غذاهايش را نپخته رها كرد و رفت.
غذاهاي حوزهء هنري: شله زرد، قيمه پلو، هليم، آبگوشت، شربت نذري.
شعر حركت: آب دوغ خيار جالبي در ميآورند، بدون ماست و نمك و خيار.
غزل پست مدرن: فطير سنتي خودمان است كه اداي لازانيا را درميآورد و از فطيريت ساقط ميشود. طعمي تند و تلخ و ترش، گس و به قولي ملس دارد.

