تبليغاتX
کاروند پارسی محمود فتوحي

شمار پژوهشگراني که د ر زبان فارسي به مسائل نظری تاریخ ادبی پرداخته‌اند بسیار اندک است. در مقدمة برخی کتاب‌های تاریخ ادبیات ایران، پاره‌ای اشارات گذرا در باب تعریف ادب و بحث از ماهيت علم تاریخ ادبیات می‌توان یافت. عباس اقبال آشتیانی در مجلة دانشکده (1297 ش) مباحثی دربارة تاریخ ادبیات ایران مي‌نوشت که بعدها مجموعاً در مقدمة تاریخ مختصر تاریخ ادبی ایران چاپ شد. در این مقدمه مسائلی از قبیل تعریف ادبیات، طبقه‌بندی ادبیات، تعریف تاریخ ادبی و تفاوت آن با تاریخ عمومی مطرح شده است.

جلال الدين همایی (1307 ش.) در تاریخ ادبیات خود، بحثهایی دربارة ادب و تاریخ ادبی از جمله تعریف ادب و ادبیات و تاریخ ادبی و نسبت آن با تاریخ عمومی مطرح کرد كه غالباً از کتاب تاریخ آداب اللغة العربیة أثر جرجی زیدان اقتباس شده است. حسین فریور در کتاب تاریخ ادبیات ایران و تاریخ شعرا نیز به تعریف ادبیات، ادیب، عوامل موثر در ادبیات و ... پرداخته است.

اما زرین‌کوب در مقدمة کتاب از گذشتة ادبی ایران (1375ش.) اختصاراً به مسائل نظری تاریخ ادبی پرداخته و از روشهای مختلف تاریخ ادبی سخن گفته است. در این مقدمه، تاکید شده که تاریخ ادبیات باید به عوامل درونی شعر و نثر در سنت‌های ادبی بپردازد. از دید زرین‌کوب عوامل درونی، عمده‌ترین انگیزه در حرکت تکاملی ادبیات است، او به تأسي از برونتیر فرانسوی بر تاریخ درونی ادبیات تاکید دارد و براي مورخ ادبي، توجه به عوامل درونی ادبیات را يك ضرورت مسلم مي‌داند، اما براي عوامل بیرونی همچون سلسله‌های حکومتی و حامیان ادبیات و زمینه‌های تاریخی، ارزش کمتری قائل است.

زرین کوب روشهای مختلف تاریخ ادبی را مطرح کرده می‌گوید: تقسیم ادوار ادبی به نام و عهد پیشروان و طلایه‌داران ادبیات که پیشنهاد جرج سارتن در تاریخ علم است، مشکل تاریخ ادبیات را حل نمی‌کند، شکل ترکیبی مبنی بر فرضیة هماهنگی با مجموع عوامل تاریخی که ادوارد براون برآن رفته برای تاریخ ادبی کافی نیست. اما بهترین روش را هرمان اته و الكساندر بائوسانی خاورشناس ايتاليايي به كار بسته‌اند که سیر ژانرهای ادبی را به طور جداگانه بررسی و تحلیل می‌کنند. این روش مطمئن‌ترین شيوه براي نگارش تاریخ ادبی است.

کتاب تاریخ ادبیات ایران (جلد 1) به قلم پنج نفر از استادان دانشگاه اصفهان درسنامه‌اي اس مبسوط است كه براي مقاصد آموزشي در رشته زبان و ادبيات فارسي تدوين شده است. در مقدمة کتاب از ضرورت پرداختن به مسائل نظری تاریخ ادبی سخن رفته و مسائل و پرسشهایی که پیش روی مؤلفان تاریخ ادبیات است مطرح گرديده است. مقدمه نشان مي‌دهد كه مؤلفان در عمل با پرسش‌هايي در باب مسائل نظري تاريخ ادبي مواجه بوده‌اند و پاسخی نیافته‌اند. این مسائل عبارتند از: تعريف ادبيات و تاريخ ادبيات، قلمرو فرهنگي و سياسي در تاریخ ادبی، شیوة تالیف، معیارها و ضوابط تقسیم‌بندی دوره‌های تاریخی، قلمرو تاریخ ادبیات فارسی، نسبت تاریخ ادبیات با علوم دیگر و اهداف تاریخ ادبی.

 

منابع

1. عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مختصر ادبیات ایران، به كوشش مير هاشم محدث (تهران:هما، 1373)، ص 13-16.

2. جلال الدین همایی، تاریخ ادبیات ایران، به كوشش ماهدخت بانو همايي (تهران: فروغي، 1340)، ص4، 9، 80

3. حسین فریور، تاریخ ادبیات ایران (تهران: گلشن، 1324)، ص 1-2

4. عبدالحسین زرین کوب، از گذشته ادبی ایران، تهران: الهدي. 1375. مقدمه.

5. سید علی اصغر میرباقری فرد و دیگران، تاریخ ادبیات ایران (تهران: سمت، 1381)ج 1، ص2-3

 

+ نوشته‌ي محمود فتوحی در شنبه 1387/03/25 ساعت 18:5 |

اول چند آية از مصحف شريف مي‌خواندند بعد يكي دو صفحه از نهج البلاغه و بعد نثر عرب از كتابهايي كه كمتر كسي سراغشان مي‌رود. مثل عقد الفريد ، الامتاع و المؤانسه ابوحيان توحيدي و الحيوان جاحظ، پس از آ‌ن شعر عرب مي‌خواندند از قصايد معلقه، ديوان متنبي،‌ بحتري، ابن رومي ،  مجاني‌الحديثه و در ساعت درس نظم پارسي، قصايد خاقاني مي‌خوانديم و ديوان انوري و عثمان مختاري و مثنوي و ...

دو سه دهه،  درسهاي نظم و نثر عربي و فارسي دورة دكتري ادبيات فارسي دانشگاه تهران، در مؤسسة ‌لغتنامة‌ دهخدا  به همين منوال برگزار مي شد. از سال 1368 تا 1375 به كلاس عربي استاد مي رفتيم. چند نفر شاگرد سالخورده، شايد هم سن خود استاد از سالها پيش همچنان پاية ثابت اين كلاس بودند.  هر چهارشنبه ساعت 6  صبح همكلاسيها مي‌آمدند، سرايدار با مهرباني در را باز مي‌كرد. تا ساعت هشت كه استاد مي‌آمدند، متنهاي عربي را مرور مي‌كرديم و آماده مي‌شديم.

 

اشراف ‌استاد بر تاريخ ايران و اسلام و علوم حديث و تفسير و فقه و ادبيات كهن و زواياي ناشناختة تراث العربيه شگفت‌آور بود.  ظرايف  و نكته‌هاي نادر ادبي، تاريخي و اجتماعي كه از دل متون ناشناختة‌ كهن بيرون مي‌كشيد، و بخصوص تفسير و شرح آنها به زبان امروزي و دقايق واژه‌شناسي چقدر شوق‌آفرين و لذت بخش بود.

اغلب استادن فعلي ادبيات كه از دانشگاه تهران يا تربيت معلم و ... مدرك گرفته‌اند نظم و نثر فارسي و عربي دورة دكتري را نزد ايشان خوانده‌اند . آزمون استاد شفاهي بود و وقت آن را دانشجو تعيين مي‌كرد. هر وقت كه آماده بودي، استاد امتحان مي‌گرفتند. آنقدر مي‌پرسيدند تا به ناداني خويش واقف شوی. آنگاه  كاغذي مي‌دادند و مي‌فرمودند « به خودت نمره بده» در برابر آن دانش عظيم و خلق كريم، چه می توانستی بنویسی؟!.

يكي از دوستان كه در كلاس هميشه متن را قرائت میکرد و آماده بود‌ در امتحان خلاف انتظار استاد ظاهر شد. استاد گفتند: خوب نمي‌‌خواني؟! دانشجو گفت: هول شدم. دست و پايم ر اگم كردم.

استاد با خونسردي كاغذي از روي ميز كارشان برداشتند و دادند به دانشجو . فرمودند: چي نوشته؟

دانشجو،  شروع كرد به خواندن:

رياست محترم لغتنامة‌ دهخدا، استاد معظم جناب دكتر شهيدي /  با سلام و ادب و احترام  /  پيرو مكاتبات پيشين در باب ...

همكلاسي،  نامه را روان و سليس با صداي بلند مي‌خواند.

استاد فرمودند، نه! دست و پايت گم نشده. عربي بلد نيستي. ببين ‌فارسي را چه سليس مي‌خواني!

 

روز درگذشت، همسر استاد، بچه‌ها گفتند، يكي دو هفته‌اي كلاس تعطيل مي‌شود. اما  فرداي آن روز استاد مثل هميشه كلاس را با دو سه نفر  تشكيل داده بودند.

به راستي دانش در ايشان به منش بدل شده بود. مردي سراپا دانايي و وارستگي و آزادگي و رندي چشماني  ژرف و نافذ، دريغا كه براي هميشه بسته شد.

لو لا الدموع و فیضهن لاحرقت

ارض الوداع حرارة الاکباد

 

+ نوشته‌ي محمود فتوحی در دوشنبه 1386/10/24 ساعت 7:55 |