تبليغاتX
کاروند پارسی

کاروند پارسی

مَن أحبَّ أن يبلُغ في صناعة البلاغة...فليقرأ كتاب كاروند ...فهذه الفرسُ‌ و رسائُلها(جاحظ)

كيميا خاتون قرائتي ايدئولوژيك از شمس و مولانا (نگارش مقاله 1383)

 كيميا خاتون رماني تاريخي است در 285 صفحه كه داستان زنان شبستان مولانا را به روايت مي‌كشد.

اين روزها وقتي نوشته‌هاي با رنگ و لعاب مدرن را مي‌خوانيم، مي‌بينيم بر خلاف آنكه در اذهان افتاده، روزگار ايدئولوژي‌ها به سر نيامده است، بلكه ايدئولوژيهايي شگفت همچنان متولد مي‌شوند. گويي آدمي بدون ايدئولوژي (كه نوعي آگاهي كاذبش خوانده‌اند!) قادر به تحرك نيست. ايدئولوژي زيباترين ترفند براي زيستن پويا و معنادار كردن زندگي است. گرچه قرن 21 مدعي رهايي انسان از بند ايدئولوژيها و ورود به دهكدة جهاني و حاكميت نسبيت و عدم قطعيت است اما اگر نيم نگاهي به پيرامون خويش و آنچه بر ما و جهان ما مي‌رود بيفكنيم انسان عصر ارتباطات را همچنان گرفتار ايدئولوژيهاي جذاب مدرن مي‌بينيم. ارتباطات آزاد و سريع، دموكراسي، تجارت آزاد، حقوق زن، حقوق بشر، بازار آزاد، جامعة باز و امنيت، محيط زيست، ... از بزرگترين آرمانهاي انسان مدرن ‌اند. اما ار همين نامهاي ناب و آرماني چه مرامها و مسلكهاي فريبايي كه برنساخته‌اند و چه تفسيرها و تأويلهاي جزمگرايانه‌اي كه به نام اين آرمانها به خلق نمي‌فروشند!؟ اكنون هر يك از اين جريانهاي آرماني چونان يك ايدئولوژي عمل مي‌كند. از جمله فمينيسم كه از جنبشهاي اجتماعي روزگار ماست و رگه‌هاي افراطي‌اش، مي‌رود تا به يك ايدئولوژي كوبنده و تعصب‌آميز بدل شود، و دور نرفته‌اند برخي صاحب نظران كه اين جريان را به مثابة راديكاليسم سياسي مي‌شناسند. (تانسي،149).

رمان تاريخي كيميا خاتون نوشتة خانم قدس،(چاپ اول. تهران: نشر چشمه،  1383) هم نوشتاري است مولود يكي از همين جريانهاي فرهنگي كه مي‌كوشد تاريخ  را از ديدگاه اصالت زن بازآفريني كند. خانم سعيدة قدس، بخش عمدة داستان را از زبان كيميا خاتون نوجوان با زبان و نگاهي سخت عاطفي و امروزين روايت مي‌كند. نويسنده با نگرشي فمينيستي، به قرن هفتم مي‌رود و پيكر گمشدة دختر جواني مغموم در حرم مولانا جلال الدين محمد بلخي را از زير آوار تاريخ مذكر، بيرون مي‌كشد تا سوگنامة مظلوميت زن و آرزوهاي بربادرفتة «جنس دوم» را در مصائب و شدايد زندگاني آن دختر به تصوير كشد. در اين روايت قلم با ايماني فمينيستي، نامدارترين مردان كامل و قله‌هاي كمال مردانة تاريخ مذكر را نشانه مي‌رود تا با روايتي سرشار از بغض تاريخي آن قله‌هاي قداست تاريخ مردانه را به محكمة نقد بكشاند.(اصل مقاله را در ادامه مطلب بخوانيد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/20ساعت 8:6  توسط محمود فتوحی  |