تبليغاتX
کاروند پارسی

کاروند پارسی

مَن أحبَّ أن يبلُغ في صناعة البلاغة...فليقرأ كتاب كاروند ...فهذه الفرسُ‌ و رسائُلها(جاحظ)

حافظ و قاسم انوار

دوست بزرگوارم ساغر لب پریده یادداشتی بر  مطلب راجع به قیصر در بارة  حافظ و قاسم انوار نوشته اند که جهت ایضاح مطلب توضیحاتی خدمتشان عرض می کنم.

نخست یادداشت ایشان:

در گزارش ايسنا از سخنراني جناب عالي در مورد بيت جنجالي حافظ خواندم كه: «بر خلاف اقوال مشهور که در تذکره‌ها از جمله تذکره دولت شاه آمده است، قاسم انوار چندان به حافظ نظر نداشته است و بيش‌تر از آن‌كه از حافظ تقليد كند، از مولوي تقليد مي‌كند و برخلاف آن‌چه گفته شده، وي از معارضان حافظ بوده است و با تعريضي كه به حافظ مي‌زند، گمان نمي‌رود كه او هميشه شعر حافظ مي‌خوانده است.»

با بررسيهايي كه من روي شعر قاسم انوار و بهرمندي او از شعر حافظ انجام داده ام به نظرم مي رسد كه اقوال تذكره ها صحيح است و انوار توجه ويژه اي به حافظ دارد كه شرح آن در اينجا ممكن نيست؛ اما براي نمونه تركيب "صوفي سرخوش" را كه حافظ در بيت:

صوفي سرخوش از اين دست كه كج كرد كلاه            به دو جام دگر آشفته شود دستارش
براي نخستين بار در تاريخ شعر فارسي بكار برده است، پس از حافظ فقط يك بار و آن هم از سوي قاسم انوار بكار رفته است:

هله اي صوفي سرخوش توبه از زاهد سركش       نرود جز ره صورت نبرد ره به معاني

عرض بنده

قاسم انوار (د. 837 ق) شاعر صوفی‌پیشه بنا به نقل دولتشاه سمرقندی از نخستین خوانندگان جدی و معتقد حافظ بوده و دیوان حافظ را پیش وی پیوسته می‌خوانده‌اند (دولتشاه، چاپ کلاله خاور، 1338: 227).  همچنین از قاسم انوار نقل است که «هیچ دیوانی به از دیوان حافظ نیست» حتی منابع قرن از ارادت تام و تمام قاسم به حافظ سخن می‌گویند و بیتی از وی نقل کرده‌اند که:

به آب زر بنویسند شعر حافظ را               که معنی همه قرآن حق کلام وی است

(کازرونی، سلم السموات، 1386‌ :‌ 245)

اما این بیت در دیوان چاپی قاسم انوار و در 13 نسخه های خطی که یکی از همکارانم در اختیار دارد نیامده اما بعید نیست که اشارة‌ دولتشاه (892 ق) و کازرونی (نگارش 1014 ق) به ‌قرآنی بودن معانی شعر حافظ را از یکی از ابیات قاسم در غزلی که به اقتفای سروده حافظ استنباط کرده باشند:

مگو که معنی قرآن حبیب از که گرفت       زبان او عجم آمد روان او عربیست

(دیوان قاسم انوار،1337: 80).

اما ظاهراً این بیت اشاره به پیامبر و دریافت معانی قرآن است و ربطی به حافظ ندارد هر چند قاسم قالب شعر حافظ را انتخاب کرده است. با شما موافقم که قاسم انوار از حافظ تأثیر پذیرفته مثل اغلب شاعران قرن نهم . اما تأثیرپذیری وی  قابل مقایسه با شاعران هم عصرش مثل ابن حسام خوسفی، منصور حافظ شیرازی، سیبک نیشابوری، علی شیر نوایی و جامی نیست. قاسم در تعریضی به بیت معروف «پیر ما گفت خطا ....» گفته است:

چون خلاص دو جهان از نظر سلطان است         ورد جانم همه یا سید و یا مولاناست
آفرینش به طریقی که نهادند نکوست           نظر هر که خطا دید هم از عین خطاست

(دیوان قاسم انوار، ص 35):


با توجه به تعریض قاسم به حافظ در ابیات فوق و ابیات دیگری در دیوانش، قبول گفتة ‌دولتشاه در بارة ‌ارادت قاسم به شعر حافظ دشوار می‌نماید.  گمان نمی‌رود که قاسم انوار چنان ارادتی که نوشته‌اند به حافظ  داشته است زیرا در همین دو بیت فوق هم منتقد «نظریة خطای صنع» بوده و هم خود را مرید «سید» و «مولانا» معرفی کرده است (قاسم،‌ دیوان، 35) بیشتر غزلهایش هم تقلید از مولانا است تا حافظ. شاید در دورة غلبه اندیشه های نقشبندیه و نعمت اللهیه داستان ارادت قاسم به حافظ را برای درامان ماندن حافظ از تنگ‌نظریهای فرق تصوف اختراع کرده باشند. القصه قرائت قاسم از شعر حافظ با شاعران آن دوره در هرات خیلی همخوان نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 11:19  توسط محمود فتوحی  | 

فرشته زار

ابوبرکات انباری نوشت:

در آسمان این سینه

فرشته ای - که هفتاد چهره دارد - بال می‌زند

در هر چهره هفتاد دهان

از هر دهانی هفتاد زبان

تسبیح کسی می‌گوید

از هر تسبیحش قطاری از فرشته‌ها پرمی‌کشند

می‌روند تا قیامِ قیامت

 

باز در سینة هر فرشته

فرشته ای - که هفتاد چهره دارد - بال می‌زند

در هر چهره‌اش هفتاد بطن

در هر بطنی هفتاد هزار چهره

 کجاست مقصدِ این دُورِ بی‌نهایت ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 9:31  توسط محمود فتوحی  |