+ نوشته شده در یکشنبه
1387/07/28ساعت 13:33  توسط محمود فتوحی
|
منتشر شد:
نظریة تاریخ ادبیات. محمود فتوحی رودمعجنی تهران: سخن. ۱۳۸۷.
این كتاب در سه فصل و در 409 ص تنظیم شده است:
فصل نخست (ص ۲۸-۱۸۸) به مسائل نظری در تاریخ ادبیات پرداخته و کوشیده است تا مسائل عمدة مطرح در نگارش تاریخ ادبيات را طرح کند و به قدر وسع، گسترة کار مورخ ادبی و نهان و آشكارِ تاریخ ادبی را بکاود. موضوعات اين بخش با اين هدف نوشته شده تا نگاه مؤلفان تاريخ ادبيات و مدرسان اين موضوع را به مباني نظري موضوع معطوف سازد. بحثهاي نظري در بارة تاريخ ادبي در زبان فارسي بسيار اندك است و همين اندك هم بيشتر به شيوة تاريخ ادبياتنگاري توجه دارد تا مباني نظري آن.
تبيين يك نظام هدفمند و روشن براي پژوهشهاي ادبي و نشان دادن نسبت پژوهشهاي ادبي با نگارش تاريخ ادبيات، دغدغة ديرين نگارنده بوده است. تدارك آثار و مواد ارزنده براي عرضه در نمايشگاه بزرگ تاريخ ادبيات ملي، كار پژوهشگران ادبي است. كوشيدهام جايگاه نظرية ادبي، نقد، سبكشناسي و ديگر دانشهاي ادبي را در جريان تاريخ ادبياتنويسي فارسي روشن كنم. پژوهشگران اين حوزهها، مواد اوليه و دادههاي معتبر را براي مورخ ادبي فراهم ميسازند.
موضوع «دورهبندي در تاريخ ادبيات» كه امروزه از بحثهاي لازم در آموزش تاريخ و پژوهشهاي تاريخي است، در سالهاي اخير در كانون توجه صاحبنظران نظرية تاريخ ادبيات هم قرار گرفته است. طرح اين مبحث كاستيها و نارسائيهاي تاريخهاي ادبي فارسي را بر خوانندة آگاه فاش ميكند و او را از نقش دورهبنديهاي موجود در به بن بست كشاندن تفكر تحليلي ادبي و ركود تاريخ نگاري ادبي فارسي آگاه ميسازد. همچنين «مفهوم معاصر در نگارش تاريخ ادبي» موضوع شايان توجهي است. از سويي ادبيات معاصر در چشم و دل امروزيان شأن و منزلت بيشتري يافته و از ديگرسو دورة زماني كه با عنوان معاصر شناخته ميشود طولاني و پر مناقشه است. سه ديگر اين كه تحولات قرن اخير، تند و پرشتاب و متنوع است. همة اين مسائل، ضرورت توجه به مباني تاريخي ادبيات معاصر را مسلم ساخته است.
فصل دوم (ص ۱۸۹-۲۷۲)داستان تاريخ ادبياتنگاري در ايران را روايت ميكند. حدود پنج قرن تذكرهنويسي، سنت استوار و پايداري را در تاريخ ادبياتنگاري فارسي پيريزي كرده است. اين فصل جريان تذكرهنويسي فارسي را بر اساس معيارهاي تاريخ ادبياتنگاري بررسي ميكند. آنگاه پيشينه و جريانها، روشها و مباني نظري تاريخ ادبياتنگاري فارسي را به بحث ميگذارد و ارزشها وکاستیهای تاریخهای ادبی فارسی را بر ميشمارد.
از سال 1896م/ 1275ش. که كارل هرمان اته (۱۹۱۷-۱۸۴۴)، شرقشناس آلمانی اولین کتاب تاریخ ادبيات فارسی را به سبك جديد نوشت تقریباً یکصد سال میگذرد. از آن پس صدها کتاب کوچک و بزرگ در داخل و خارج ایران در بارة تاريخ ادبيات فارسی به رشتة تحریر درآمده است که هر کدام داراي كيفيات و ارزشهاي ویژهای است. دو بخش از فصل دوم درصدد ارائة تصويري از اين جريان و بررسي شيوهها و مباني كار مورخان ادبي فارسي است.
فصل سوم (ص ۲۷۵-۳۷۳) به كتابشناسي تاريخ ادبيات فارسي اختصاص دارد. سالشمارهاي اين بخش به گونهاي روند تطور جريان تاريخ ادبياتنگاري را در زبان فارسي به تصوير ميكشد. بخش كتابشناسي در حقيقت معرفي بخشي از مواد تاريخ ادبياتنگاري فارسي در موضوعات مختلف است. فهرست تذكرههاي چاپي حدود سيصد و پنجاه عنوان را در بر دارد. تقسيمبندي موضوعي تذكرههاي چاپي، تصوير جالبي از جريانهاي ادبي و اهداف و مقاصد و ذهنيات تذكرهنويسان هر عصر به دست ميدهد. نويسندگان تذكرهها در واقع خوانندگان جدّي ادبيات شعري فارسي بودهاندكه در متن جريانهاي ادبي زيستهاند.
فهرست كتابهاي تاريخ ادبي فارسي به زبانهاي ديگر نيز به شكل موجود در اين مجموعه، در جايي گردآوري و فهرست نشده است. اميد است كه اين فهرستها براي محققان ادبيات فارسي سودمند باشد. در بخش پاياني، كتابشناسي نظرية تاريخ ادبي، آمده است كه مشتمل بر يكصد و چهل و پنج كتاب و مقاله در مسائل نظري تاريخ ادبي و نقد به زبانهاي اروپايي است و براي محققان اين حوزه پر فايده است.
چاپ نخست این کتاب در ۱۳۸۲ توسط نشر ناژ در ۱۳۰ص درتهران منتشرشد. چاپ جدید در واقع نگارش مجددی است که با چاپ پیشین تفاوت بسیاردارد.
فهرست مطالب فصل نخست
چيستي تاریخ ادبيات
نظرية تاریخ ادبیات
رابطة تاریخ و ادبيات
خاستگاه تاریخ ادبي
لحظههاي تغيير
تطور ادبي
سنت و فرديت
2) كاركرد و گسترة تاريخ ادبي
هدف تاریخ ادبیات
گسترة تاریخ ادبی
ادبيات ملي و هويت
تاريخ ادبيات عامه
ماهيت رويداد ادبی
گزینش مواد
ويژگيهاي مورخ ادبی
نظریة ادبی و نقد
سبکشناسی و تاریخ ادبی
3) رويكردها و روشها
نخستين گامها
تاريخ ادبيات علمی
ديدگاه هرمنوتيك
رويكردهاي ديگر
1) تاريخ دروني ادبيات
2) رويكرد تکوینی
3) رويكرد دیالکتیکي
4) رويكرد کارکردگرا
5) رويكرد کلاننگر
6) رويكرد جزءنگر
7) بر اساس سبك و فرم
8) بر مبنای انواع ادبی
9) رويكردهای ایدئولوژیک
4) دورهبندي تاريخ ادبيات
دورهبندي چيست؟
ضرورت دورهبندي
چهار الگوي دورهبندي
شاخصهاي دورهبندي
1) تاريخ سياسي
2) عامل ادبي
3) نسلها
4) تحول زبان و بلاغت
نامگذاري دورهها
جزئينگري و تعدد ادوار
دشواريهاي دورهبندي
5) تاريخ ادبي و مفهومِ «معاصر»
معناي معاصر
1 معاصر: مدرن در برابر سنتي
2 معاصر: زنده و امروزي
3 معاصر: همزمان
دشواريهاي نگارش تاريخ ادبي امروز
نقد دانشگاهي و ادب معاصر
ارزش نگارش در بارة معاصران
بازنگري در محدودة زماني معاصر
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/07/08ساعت 1:29  توسط محمود فتوحی
|
تاريخ ادبيات اگر روند تكامل و رشد فرهنگ و ادبيات ملي را نشان دهد، احساس خوشايندي در خواننده بر ميانگيزد و او را اقناع ميكند. شايد فايدة غايي تاريخنويسي براي ملتها هم همين باشد. تاريخ ادبي ايران بهطور سنتي، عصر حافظ و قرن هشتم را دورة اعتلاي فرهنگ و پس از آن را عصر انحطاط قلمداد ميكند؛ عصري كه سرآغاز تنزل آگاهي، مهاجرت نخبگان و تقسيم قلمرو زبان فارسي به سه حوزة تاجيكي و افغاني و ايراني است. اين ديدگاه، حس خوشايندي در خوانندة ايراني به وجود نميآورد.
اغلب مورخان و محققان معاصر، قرن نهم را با صفت انحطاط وصف کرده اند؛ شاید این ديدگاه، متأثر از یک ذوق مطلقنگر و آرمانگرا بويژه در شعر (آن هم شعر فاضلانة درباري يا شعر متافيزيكي و عرفاني) باشد. قرن نهم به بعد از حيث عمومیسازي علوم و دانشهاي تخصصي اهمیت خاصی دارد. همچنين نقش عمدهای در تکوین بسیاری از نحلههای فکری و ادبی در زبان فارسي دارد. مثلاً در اين عصر:
- مسألة هویت زبان فارسی در رویارویی با زبانهای هندی و عربی و ترکی با جديت بیشتری مطرح ميشود. زمینة گسترش زبان فارسی به آناتولی و شبه قارة هند فراهم ميگردد و امپراطوري زبان فارسی، از كلكلته و بنگال تا سرحدات اروپای غربی را زير سيطرة فرهنگي خود ميگيرد.
- حركت به سوي نگارش بلاغت به زبان فارسي آغاز میشود.
- دستور زبان فارسی، واژهنامهنویسی، نامهنگاری، انشاء و ترسل مورد توجه عموم قرار میگیرد.
- تذکرههای نوشته شده در این دوره (نفحات الانس جامی، تذكرة دولتشاه سمرقندی، هفت اقلیم و ... ) نقش مؤثری در شكل دادن به معرفت ادبی و تاريخي دورههای بعد دارند.
- آیا میتوان تأثیر تاریخنگاران این دوره را در معرفت تاریخی ایرانی و خودآگاهي قومي نادیده گرفت. حبيب السير ، ظفرنامة یزدی، احسن التواريخ، منتخب التواریخ، زبدة التواریخ، مجمل التواریخ، تاریخ حافظ ابرو، تاريخ روضة الصفا میرخواند مجمل فصيحي از فصيح خوافي و ... همه در این دوره نوشته شدهاند.
- ادبيات عرفاني و شعر فارسي به مدد فرقههای صوفیانهای که در قرن نهم نضج گرفتند، تا اروپا و هند را در نوردید: نقش فرقههاي حروفیه، نعمتاللهیه، نقشبندیه و صفویه را در گسترش زبان و فرهنگ فارسي در ميان ديگر ملل نمیتوان نادیده گرفت.
- شروح آثار عرفانی مانند شروح مثنوي و قرائت مثنوي بر پاية انديشههاي محيالدين عربي، شرح گلشن راز، شرح خواجه محمد پارسا ، شرحهاي جامی سالها متون درسي زبان فارسي بود.
- کتابهایی که در این دوره در تاریخ، ادبیات، عرفان نوشته شد در صورتبندی علوم انسانی حتی در روزگار معاصر ما نیز نقش داشته و دارند.
بسیاری از محققان از تنزل سطح دانش و آگاهی در قرن نهم و دهم یاد میکنند. اما چنين عتقادي نسبت به اين دوران ما را در شناخت دقيق فرهنگ معاصر و تحليل وضعيت فرهنگي عصرهاي بعدي ناكام خواهد گذاشت. اگر با اين اعتقاد كه قرن نهم و دورة تيموري به بعد دوران انحطاط فرهنگ فارسي است، با تاريخ فرهنگ ايران روبرو شويم؛ به درك روشني از تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي در ايران چهار قرن اخير دست نخواهيم يافت.
این شواهد نشان میدهد که داوريهاي ذوق سنتگراي فارسي دربارة ايران قرن هشتم به بعد بر مبناي نخبهگرايي در هنر بويژه شعر فارسي، ما را در فهم تاريخ ملي به خطا ميبرد. باید قرن نهم را که به تعبیر رایج، عصر انحطاط است با تأمل بیشتری مورد مداقه قراردهیم. ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي امروز ما سخت تحت تأثير تحولات اجتماعي و فرهنگي اين دوره است.
+ نوشته شده در جمعه
1387/07/05ساعت 15:23  توسط محمود فتوحی
|